دانشجوی شهید تقی فروتن

متولد 1337 اصفهان

دانشجوی رشته ادبیات فارسی

شهادت 1360 تنگه چزابه


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

"الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون."

با درود و سلام بر امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خمینی و سلام به برادران و خواهران کمک دهنده در پشت جبهه و با درود بر شهیدان اسلام و پدران و مادران آن ها و با سلام گرم به شما خانواده عزیز خود.

وصیتی دارم برای شما پدر و مادر عزیز و مهربانم. ای مادر این شیر پاک تو بود که مرا در این راه قرار داد و خوشا به حال تو که حضرت زهرا (ع) و زینب کبری از دست تو رضایت دارند و شما پدر جان از زحمات چندین ساله شما قدردانی می کنم و مرا می بخشید که نتوانستم در پیری عصای دست شما باشم. پدر جان شما هیچ وقت دست از یاری امام حسین (ع) برندارید. پدر و مادر گرامی مرا ببخشید که نمی توانم بیایم و شما را دوباره زیارت کنم. شاید این آخرین نامه ای باشد که برای شما می نویسم. چون عملیات در پیش است و اگر لیاقت داشتم به شهادت می رسم. من نمی دانم بر شما چگونه می گذرد وقتی من در نزد شما نیستم. آیا در خوشی هستید یا ناراحتی، اما خوب ما باید در مصائب دنیا و خوشی های آن همواره راضی به رضای الهی باشیم. تا این که در قبال مصیبت هایی که به ما می رسد، پاداش و ثواب الهی را دریافت کنیم و در خوشی ها از خدا غافل نشویم. این دنیای زودگذر راهی است که خداوند برای همه ما معین کرده که باید از این راه بگذریم و به مقصد و منزلی که شایسته آنیم برسیم و همواره این مطلب را مورد نظر داشته باشیم که هیچ کس از مرگ نمی تواند فرار کند و دیر یا زود به سراغ ما می آید و این مسأله عجیب است و غافل شدن از آن بسیار عجیب تر. اگر مرگ را همواره در نظر داشته باشیم. خوشی ها و بدبختی ها و رنج ها همه یکسان می شود. آن وقت دیگر نه رنجی و غمی می ماند و نه خوشی های پست. پس چه بهتر که راضی به رضای الهی باشیم یعنی هر چه پیش آید آن را می پذیریم چون خواست خداست و خواست خدا از خواست ما مهم تر است.

باری توصیه من که همان وصیت من باشد به کلیه برادران و خواهران مسلمان و مبارز در خط امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به اقوام و دوستان این است که امیر المؤمنین در آخر لحظات عمرش فرمودند (اوصیکم بتقوی ا... و نظم امرکم) یعنی این که سفارش می کنم شما را به تقوی الهی و نظم در کارهایتان. نظم در کار و نیرویی که این نظم را در شما به وجود آورد یعنی تقوی الهی. نظم همان عدل است. عدل یعنی هر چیزی در جای خود نهاده شود و عدل در زندگی یعنی یک حرکت بیجا و بی موقع از انسان سرنزند و هر کاری از راهش انجام گیرد. چنان که خدا این چنین است خدای ما با این که می تواند هر کاری هر چند بی موقع و بی نظم و از غیر اسباب انجام دهد. اما این کار را نمی کند چنان که روایت شده ... خداوند ابا ندارد که کار و امور خود را جاری سازد، مگر از راه آن و به اسباب و مسببات و قانون. من اگر چه خود این حالت را در خود ایجاد نکردم اما درصدد آن بودم که آن را پیاده کنم و امیدوارم خداوند توفیق عمل به آن را به همه عنایت فرماید.

نصیحت دیگر من این است که اگر برایم اتفاقی افتاد یک نصیحت برای شما دارم و آن این که عدل را سعی کنید در زندگی پیاده کنید. عدل به این معنی که تمام کارهایتان به جا و در جای خودش انجام گیرد. به عبارت دیگر زندگی و کردار شما باید منظم باشد هر چند که خود این نظم را نتوانستم بر خود اجرا کنم اما در فکر بودم که منظم گردم. قرآن می فرماید نیکی آن نیست که از دیوار وارد خانه شوی بلکه نیکی آن است که از درب خانه به خانه وارد شوی و خلاصه هر کاری باید به جای خودش انجام گیرد. خنده و گریه به جای خودش. دیگری حرفی ندارم به جز این که راه اسلام را در پیش گیرید. قرآن را بخوانید و بدان عمل کنید در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت کنید. به سخنان امام گوش کنید و بدان عمل کنید و اگر شما دوستان، خانواده خودم، برادران، خواهران و خواهرزاده های خودم این چند کلمه ای که در بالا آوردم به آن عمل کنید همان کار و صنعتی را داشته اید که خداوند دارد. زیرا خداوند همه کارهایش به جا و منظم است.

والسلام

دانشجوی شهید حسن فرزین

متولد 1338 اصفهان

دانشجوی رشته علوم اقتصادی

شهادت 1361 شوش، عملیات فتح المبین

آرامگاه گلستان شهدای اصفهان


دستورات اخلاقی  شهید برای خودش

1ـ به هیچ وجهی دروغ نگویم.

2ـ غیبت نکنم.

3ـ خبری را تا درباره آن مطمئن نشده ام و علم پیدا نکرده ام شایع نکنم.

4ـ در کارها با اهل آن مشورت نمایم.

5ـ نمازها را به موقع بخوانم.

وصیت نامه

 از برادران و دوستان خواهشمند است برای اینجانب حسن فرزین این کارها را انجام دهند.

            1ـ نماز قضا خواندن .

            2ـ نماز قضای مسافر و آیات خواندن .

            3ـ روزه قضا گرفتن.

            4ـ حلالیت طلبیدن از خویشان، دوستان و نزدیکان .

            5ـ دادن رد مظالم .

            با تشکر فراوان    اجرکم من الله

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین امنوا و عملوا صالحات و تواصوا بالحق و تواصوا باصبر.

از پدر و مادر عزیزم کمال تشکر و امتنان را دارم که در این 22 سالی که از عمر من گذشت برای من زحمات و مشقات زیادی کشیدند،مادر عزیزم که در کودکی من چه شب هایی که اصلا خواب به چشم نداشت. و پدر عزیزم که در سردی زمستان و گرمی تابستان برای یافتن معاش برای ما استراحتی نداشت و رنج سرما و گرما را برای بهبودی زندگی ما به جان می خرید.

با کمال تشکر از برادران عزیزم و خواهران عزیزم که من همیشه و همه جا در زندگی خودم به یاد آنها بودم و محبت های آنها را همیشه با چشم دل می دیدم امیدوارم که از بدی های من در حق شما کردم بگذرید و مرا بواسطه نیکی های خود ببخشید و برای من از خدا طلب آمرزش و غفران و رحمت کنید، خواهشی که از شما دارم مقداری نماز قضا و روزه قضا تا آنجایی که استطاعت دارید برای من انجام بدهید و برای من از خدا طلب آمرزش کنید. امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی معاصی و نافرمانی های مرا از دریای بیکران رحمتش ببخشد.

از قول من از همه ی دوستانم که شما می شناسید و از خاله ها، شوهرخاله ها، زن دایی ها،عمه ها، و شوهر عمه ها و فرزندان آنها و همه ی افراد فامیل حلالیت بطلبید، شاید روزی به جهل، از روی خطا بدی در حق آنها نموده باشم که امیدوارم آنها نیز مرا بخشیده و خداوند تبارک و تعالی اگر در این مورد نیز خطایی انجام داده ام مرا ببخشد.

امیدوارم در طی نمودن راه اسلام و گام برداشتن در جهت مسیر انبیاء و امامان تشیع موفق باشید انشاءالله.

« و السلام علیکم  و رحمه الله و بركاته »


عکس های شهید فرزین

سمت راست، نشسته

از سمت چپ نفر سوم

ایستاده، از سمت چپ نفر دوم

دانشجوی شهید مجتبی فرجی

متولد 1337

دانشجوی شهید جواد فتاحی اردکانی

متولد 1337

دانشجوی رشته زمین شناسی

شهادت 1361 عملیات بیت المقدس

دانشجوی شهید حسن غنمی

متولد 1335

دانشجوی رشته فیزیک

شهادت 1360 ترور به دست منافقین، تهران

دانشجوی شهید جمشید غلامی مختاری

متولد  1338 آبادان

دانشجوی رشته شیمی

شهادت 1361 شلمچه


وصیت نامه 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که مرا خلقت کرد و مرا از نعمات سرشارش بی نیاز کرد. با سلام بر مهدی (عج) و با سلام بر کاروان شهدای راه حق که از آدم تا محمد و از محمد تا کرانه های ساحل نجات در حرکتند و با سلام بر امام امت خمینی عزیز که ما را هستی دوباره بخشید و با سلام بر امت جانباز و ایثارگر و با سلام بر خانواده ام.

اینک که با قلبی سرشار از آرزوی توفیق جهاد در راه خدا به سوی شهادت طی طریق می کنم، شهادت می دهم که خداوند یگانه سرچشمه هستی من و تنها منبع عظیمی است که عاشق اویم. شهادت می دهم که محمد (ص) رسول و نبی خداوند است و هم اوست که دستورها و احکام الهی را تمام و تا حد کمال به ما ابلاغ کرد تا راه صواب را تشخیص دهیم و شهادت می دهم که علی (ع) همان بزرگ ترین مظلوم تاریخ و فرزندان عظیم الشان ایشان جانشینان برحق رسول خدا هستند.

توجه شما ملت قهرمان پرور را به نکاتی چند معطوف می دارم، امید است اداء دین کرده باشم.

همگی شما را به پروا از خداوند وصیت می کنم "اوصیکم و نفسی بتقوی الله" که این ترس از خداوند و احساس نظارت مستقیم شعور مطلق بر اعمال و رفتارمان باعث تبدیل مان به احسن صور خواهد شد.

ای ملت قهرمان ای شما که نوگلانتان را حسین وار در کشاکش اثبات خلیفه الهی خود فدا کرده اید، به هوش باشید که "الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون" که اگر لحظه ای تردید در اطاعت از امر خداوند در دل راه دهید از زیانکاران خواهید شد. آن گاه که به ندای "هل من ناصرا ینصرنی" حسین که از گلوی خمینی خارج و فضای ایران را عطر آگین کرد به خدا متوسل و متصل شدید. حال اگر لحظه ای از خط وی که همانا خط راستین اسلام است منحرف شدید قطع پیمان یاد خدا کرده اید.

امام را دعا کنید

خدمت مادرم کسی که بسا زحمت کشیده و مرا در دامن پر محبت خویش پرورش داد، کسی که الفبای از بودن به شدن را به من آموخت و اولین درس عاشق بودن و معرفت و فناء فی الله را با محبت بی دریغ خویش به من یاد داد، دست شما را می بوسم و تنها خواهشم از شما این است که حلالم کنید.

می دانم مادرم آرزو داشتی ولی مگر مادر علی اکبر آرزو نداشت. از شما درخواست می کنم برای من سیاه نپوشید و گریه نکنید و اگر اشکی در چشمانت حلقه زد به خاطر حسین (ع) باشد و آن ها به صورت مخفی و دور از چشم نامحرم بکند بگویید منافق یکی دیگر کم.

برادرم از حالا که پرچم از دست من افتاد در مرحله اول به تو می رسد که آن را از زمین برداری سعی کن وارث خوبی برای حسین و سرباز مناسبی برای مهدی (عج) باشی.

در مورد خانواده جای سفارش نیست مادر و خواهر را در پناه خود بگیر، نگذار فاصله باعث جدایی دل ها از هم شود. تو را به قرآن قسم کاملا مواظب این دو عزیزانمان باشید که بعد از خدا امیدشان به شما خواهد بود.

سعی کن به فرزندانت درس خداپرستی و شهادت بیاموزی و این مسیر نمی شود مگر خود الگویی صدیق باشی نماز را فراموش نکنید.


دانشجوی شهید سید مرتضی غلافگر

متولد 1336

دانشجوی رشته ریاضی

شهادت 1360 شوش

دانشجوی شهید غلام رضا عمو

متولد 1338 شهرضا

دانشجوی رشته شیمی

شهادت 1364 پالایشگاه اصفهان

دانشجوی شهید صفرعلی علیخانی

متولد 1339

دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی

شهادت 1372

آرامگاه گلستان شهدای اصفهان

دانشجوی شهید بهنام علیمحمدی نافچی

فرزند شهید علیمحمد علیمحمدی نافچی (پدرش همرزمش بود)

متولد 1337 آبادان

دانشجوی رشته جغرافیا

شهادت 1361 والفجر مقدماتی، چزابه



 وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون(154) و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین(155) الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون(156)

"آن کس را که در راه خدا کشته شده مرده مپندارید بلکه او زنده است ولیکن شما نمی دانید و شما را به سختی ها چون ترس و گرسنگی و نقصان در اموال و جان ها و نتایج و ثمرات آزمایش می کنیم و بشارت باد بر صبرپیشه گان، آن ها که چون به مصیبتی گرفتار آیند گویند: ما از خدائیم و به سوی او می رویم"

به نام خدا و با سلام به پیشگاه امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با درود بیکران بر امت قهرمان و شهیدپرور اکنون که به امید خدا عازم به جبهه هستم فرصت را غنیمت شمرده و مسائلی را که به نظرم می رسد با شما خواهران و برادران عزیز در میان می گذارم.

برادران و خواهران عزیز قبل از همه چیز باید که شکر خدا را به جای آوریم که بر ما منت گذاشت و ملت و کشوری را که می رفت تا در منجلاب های بدبختی و بیراهه های ضلالت غوطه ور گردد به یکباره مورد لطف و عنایت خویش قرار داد و انقلابی عظیم که می رود تا تمامی کاخ های ظلم و شرک را سرنگون کند بنیان نهاد.

ملت مسلمان ایران، در برهه‌ی حساسی از تاریخ قرار گرفته ایم، اگر نتوانیم خود را با این حرکت الهی هماهنگ کنیم، اگر نتوانیم وظایف خطیر و حساس خود را درک کنیم اگر نتوانیم خود را با اسلام مانوس سازیم و اگر نتوانیم خود را به خدا نزدیک گردانیم و بالاخره اگر نتوانیم خود را به سیل خروشان حق خواهی و حق طلبی ملت ها پیوند دهیم مورد خشم و غضب الهی قرار خواهیم گرفت.

برادران و خواهران عزیز تقاضای عاجزانه ای که از همگی شما دارم این است که عمر کوتاه و محدود خود را با سرگرم شدن به مسائل مادی و انحرافی دنیا و با روی آوردن به لذت های پوچ و زودگذر آن تلف نکنیم. همگی ما بار مسئولیت های بزرگی را بر دوش داریم، بار مسئولیت مسلمان بودن، بار مسئولیت شیعه بودن، بار مسئولیت پیرو علی و پیرو حسین بودن، بار مسئولیت وارث خون ده ها هزار شهید و صدها هزار معلول بودن را.

اکنون در این مقطع حساس از تاریخ که شاگردی از شاگردان حسین و رهپویی از پویندگان راه حق و حقیقت ...

فرض است که این ندا و فریاد را لبیک گفته و با پیوستن به این حرکت الهی وظیفه اسلامی خود را به انجام رسانیم.

و اما پیامم به خانواده

پس از عرض سلام  و آرزوی توفیق هر چه بیشتر در انجام وظایف و تکالیف الهی، صحت و سلامت همگی شما را از خدای بزرگ خواهان و خواستارم.

اکنون که بنا بر وظیفه اسلامی خویش عازم جبهه شده ام از خانواده عزیزم می خواهم که قدر این همه الطاف الهی را دانسته و خود را هر چه بیشتر در مسیر اهداف انقلاب اسلامی خویش قرار دهند، آنی از یاد خدا غافل نگردند، یار و یاور رهبر مستضعفین خمینی کبیر باشند، در برابر منافقین و کوردلان و آن هایی که هر جا موفقیتی به دست می آورند شروع به نق زدن می کنند چون کوهی استوار ایستادگی و مقاومت نمایند و بدانند که خدا وعده پیروزی داده است. الیس الصبح بالقریب؛ صبح پیروزی نزدیک است.

همچنین از خانواده گرامی خود می خواهم که اگر ان شاء الله خداوند ما را لیاقت داد و شایسته گرداند و به لقاء خویش خواند، در نبودم عجز و بی تابی و گریه و زاری نکنند و با متانت قلب و ثبات ایمانی که از همه شما متوقعم بگوئید "امانتی را که خداوند به ما ارزانی داشته بود، از ما گرفت" والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

زندگی نامه

شهید بهنام علی محمدی نافچی در سال 1337در خانواده ای مذهبی در شهر آبادان متولد شد. پدرش کارگر شرکت نفت آبادان بود که به علت مبارزات سیاسی مذهبی مورد تهدید عمال رژیم شاه معدوم قرار گرفت و مجبور شد که به همراه خانواده اش به نافچ باز گردند. بهنام تحصیلات ابتدایی را در روستای نافچ گذراند که همیشه در میان همسالانش از نظر اخلاقی و درسی نمونه بود و از هوش و استعداد سرشاری برخوردار بود. پس از عزیمت خانواده اش به شهرکرد وارد دبیرستان سید جمال الدین اسد آبادی شد. وی که از همان اوایل تحت تربیت پدرش، با اسلام و مبارزات امام خمینی آشنایی پیدا کرده از مقلدین امام بود. پس از اخذ دیپلم در سال 1356 در دانشگاه اصفهان در رشته جغرافیا پذیرفته شد.

وقتی که وارد دانشگاه شد زمینه را برای رشد فعالیت های مذهبی سیاسی غنیمت شمرد و از طریق دانشجویان انجمن های اسلامی جزوات اسلامی و سخنان و فرمایشات امام را دریافت می کرد و این گونه در جهت خواسته‌ی پدرش که از کودکی به وی تفهیم کرده بود که تحت فرمان امام خمینی باید بر علیه رژیم شاه خائن فعالیت کرد تا آن جا که می توانست کوشش کرد در اوج انقلاب اسلامی در سال 1357 همانند دیگر هموطنان مسلمانش در تظاهرات ها و راهپیمایی ها فعالانه شرکت داشت و زمانی که انقلاب در 22 بهمن به پیروزی رسید نهایت خوشحالی ایشان بود.

بهنام که از کودکی تحت تربیت مادریم دلسوز و مهربان و پدری مؤمن و متعهد بود از این جهت دارای ایمانی قوی و عزمی راسخ و روحیه کمک و مساعدت به مستضعفین و یاری رساندن به اسلام بود، به همین منظور بعد از انقلاب از طرف سپاه پاسداران د رده دورافتاده دیناران مشغول به کار شد و برای شناساندن انقلاب اسلامی از هیچ کوششی دریغ نورزید. سال سوم دانشگاه را می گذراند که دانشگاه به علت انقلاب فرهنگی تعطیل شد و زمانی که صدام جنایتکار جنگ تحمیلی را بر علیه انقلاب اسلامی آغاز کرد بلافاصله خود را برای خدمت سربازی معرفی کرد و در تاریخ 16/9/59 برای انجام وظیفه به تبریز اعزام شد و بعد از مدتی داوطلبانه به اهواز برای حفاظت مرز هوایی و سرکوب هواپیماهای متجاوز به عنوان پدافند عزیمت کرد و سرانجام خدمت سربازی را در تاریخ 21/4/61 به پایان رسانیده و به شهر کرد آمد و با این که تازه از جبهه بازگشته بودند ننگ می دانستند که در جبهه حضور نداشته باشند و شرکت در جبهه اسلام را وظیفه شرعی خویش می دانستند، به همین علت چند روز بعد از پایان سربازی از طرف بسیج شهرکرد در تاریخ 29/4/61 به جبهه رفت، مدتی در جبهه بود و در عملیات رمضان حضور داشت در این عملیات بهترین دوستانش شهید شدند و بهنام از ناحیه پا به وسیله ترکش خمپاره مجروح شد و پس از چند ساعتی که پشت خاکریز افتاده بود و خون زیادی از او رفته بود و امیدی به نجات او نبود با روشن شدن هوا، توسط همرزمانش به پشت جبهه منتقل و سپس در بیمارستان قم بستری شد بعد از مدتی به شهرکرد آمد و هنوز بهبودی کامل نیافته بود که دوباره تصمیم به رفتن به جبهه گرفت. روزی که قرار بود به جبهه برود بسیار خوشحال بود مادرش او را  از زیر قرآن گذراند. در مدتی که در جبهه بودند فقط یک بار به دیدار خانواده آمد، در عملیات والفجر که به همراه پدرش-یعنی معلم دلسوز اخلاقش و مشوق و راهنمای طریق الی الله اش و دوست و  همرزمش – حضور داشت، پدر بزرگوارش به شهادت رسید و او نیز مفقود الاثر شد.

بهنام علاقه عجیبی به امام خمینی و علاقه فراوانی به یادگیری مفاهیم قرآن  و مطالعه کتب اسلامی داشت و همیشه به یاد مستضعفان بود و حاضر نبود که حتی بیشتر از دو دست لباس برای خود داشته باشد. بهنام جنگ تحمیلی را یک مبارزه عقیدتی هم می دانست و همیشه آرزویش این بود که برای پیروزی اسلام و مسلمین کاری پرثمر انجام داده باشد.


دانشجوی شهید فرج اله صالحی چلچه

متولد 1333 شهرکرد

دانشجوی رشته ریاضی

دانشجوی شهید حسنعلی علی بک

متولد 1331 اصفهان

دانشجوی رشته شیمی

شهادت 1360

دانشجوی شهید علی علایی

متولد 1339

دانشجوی رشته زیست شناسی

شهادت 1360 عملیات ثامن الائمه

آرامگاه گلستان شهدای اصفهان

دانشجوی شهید ناصر عزیزی

متولد 1348

دانشجوی رشته جغرافیا

شهادت 1347 شلمچه


وصیت نامه

بسمه تعالی

وصیت نامه‌ی بنده حقیر خدا ناصر عزیزی، امیدوارم مورد رحمت و لطف خداوند قرار بگیرم.

خداوندا؛ هر لحظه در انتظار رسیدن به تو می باشم و (در) عشق و شوق دیدن پیامبر خدا محمد(ص) و امیر مومنان علی بن ابیطالب(ع) و حسن بن علی(ع) و حسین بن علی(ع) و امام علی بن حسین(ع) و امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) و امام موسی کاظم(ع) و امام رضا(ع) و امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و امام مهدی می باشم.

اللهم جعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

امت اسلام؛ الان لحظه، لحظه‌ی حساسی است. لحظه‌ی رویارویی اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی و رویارویی اسلام با کفر است. لحظه ای است که بیشتر از همیشه باید در صحنه بود و گوش به شایعه پراکنی ها نداد و باید منسجم گردید و در صحنه جبهه ها باشیم و در خط امام که همان خط خدا می باشد بود که در مقابل رسول خدا و شهدا مسئولید. وحدت را در همه وقت حفظ کنید که حفظ اسلام از وحدت است. حمایت کنید از روحانیت مبارز البته روحانیت در خط امام، که تقویت خط او تقویت اسلام است.

از برادران بسیجی می خواهم که هر چه بیشتر جبهه را پر کنند، چون زمان حساس فرا رسیده است، به غیر از حزب بعثی عراق، امریکا هم وارد عمل شده است.

وصیتم به دانش آموزان، دوستان و معلمین و دانشجویان این است که فقط ملاک را درس خواندن قرار ندهند، درس باید همراه تقوا باشد و بیشتر بکوشد و تمام مسایل دینی و علمی را خوب یاد بگیرند.

وصیتم به خانواده ام: از شما می خواهم که اگر شهید شدم، در مراسم من کاری نکنند که باعث ناراحتی همسایگان و دوستان شوند، اگر می گریند فقط برای حسین شهید باشد.

اما تو ای پدرم؛ از این که زیاد برای من زحمت کشیدید و نتوانستم جبران کنم از شما می خواهم که حلال کنید و این را بدانید که امانت خدا را چه خوب است در راه او بدهی و بعد هم صبر کنی.

اما مادرم؛ ای کسی که بهترین مربی در زندگی ام بودی، کسی که بیشتر درس ها را از تو یاد گرفتم و با آن همه نصیحت های خوب خود همیشه در زندگی برای ما سرمشق بودی. از تو می خواهم که در عزای من ناراحت نشوید، زیاد در حق من زحمت کشیدید. با آن که در زندگی مشکلات زیادی داشتید باز هم از تربیت صحیح و اسلامی ما یک لحظه آرام نداشتی از تو هم حلالیت می طلبم.

وصیتم به برادرانم این است که اگر در زندگی که با هم داشته ایم از من بدی دیده اید، حلال کنید و طلب آمرزش برایم بکنید.

و از تمام اقوام و خویشان و دوستان می خواهم اگر حقی بر گردن حقیر دارند، ببخشند و حلال کنند.

ای برادران و خواهرانی که در تشییع و مجلس ختم من شرکت می کنید، مبادا بگویید گول خورد و رفت و کشته شد،یا این که این ها را گول زده اند، یا از عشق تیرزدن  به جبهه رفته اند، یا این ها را فریب داده اند. به بزرگواری خداوند قسم ما از روی آگاهی کامل و عشق به حسین و ائمه اطهار(ع) شهید و به عشق الله رفتیم و به حق محمد هر کس این حرف ها را بزند حلالش نمی کنم.

در پایان وصیتم چند دعا کنم و التماس دعا دارم:

خداوندا؛ به راه بندگیم بدار، از زشتی ها دورم کن، به حسنات اخلاقی و صفات الهیم بیارای، قلبم را به نورت روشن کن و شرار عشق خودت را در دلم بیفروز، سینه ام را بسوزان.

پروردگارا؛ کریما، رحیما، داورا، ای محبوب محبان، از تو می خواهم آخر عمرم را شهادت در راه خودت قرار بدهی، تو خودت می دانی خیلی آرزوی رسیدن به این مقام عالی را دارم و هر ساعت لحظه شماری می کنم.

پروردگارا؛ ما به تو و پیامبرت ایمان آورده و از آن ها پیروی کرده ایم، ما را از شهادت دهندگان به توحید و نبوت قرار بده.

خداوندا؛ صبری مانند کوه استوار به خانواده شهیدان عطا کن.

پروردگارا؛ معبودا، کسانی که می خواهند به این انقلاب خیانت کنند، اگر نادانند هدایتشان کن و الا اگر دانسته این کارها را می کنند، نابودشان ساز.

پروردگارا؛ ملغزان دل های ما را پس از آن که هدایت کردی ما را، ببخش ما را از نزد خود رحمتی، که تو بسیار بخشنده ای.

پروردگارا؛ مرا بیامرز و به دین اسلام بمیران و در قیامت با ائمه(ع) محشورم فرما.

خداوندا؛ تو می دانی که در این میدانی که قدم گذاشته ام کورکورانه نبود، بلکه از زمانی که تو را به یگانگی شناختم و در وجودم جرقه ای از ایمان محمدی فروزان شد که از همه چیز گذشتم.

خداوندا، این امام امت را، تا این که امام زمانمان را نیاوردی از ما نگیر.

ربنا افرغ علینا صبرا و توفنا مسلمین

التماس دعا از همگی شما

ناصر عزیزی

17/3/67

دانشجوی شهید محمد عراقچیان

متولد 1346

دانشجوی رشته علوم اقتصادی

شهادت 1365 اروند

دانشجوی شهید یداله عبد الشاهی

متولد 1343

دانشجوی رشته جغرافیا

شهادت 1367

دانشجوی شهید نورعلی عالی نژاد

متولد 1348

دانشجوی رشته جغرافیا

شهادت 1367 شلمچه


وصیت نامه

"ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"

با درود و سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و نائب برحقش و سلام بر شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و با درود بر امت حرب الله ایران.

با نام خدایی آغاز می کنم که توبه بندگان را می پذیرد. خداوندا؛ گناهانم خیلی بزرگ است ولی امید من قطع شده نیست زیرا عفو و بخشش شما بزرگتر از گناهان من است، خدایا اگر چه من لایق نیستم که رحمت و لطف شما به من برسد ولی رحمت و لطف شما لایق است که به من برسد زیرا همه چیز عالم را رحمت شما فراگرفته است.

نتوانستم متجاوزات صدامیان کافر و ابرقدرت ها را نظاره کنم لذا انتخاب واجب دانستم که برای لبیک به حسین زمان رهبر کبیر انقلاب و دفاع از خاک پاک وطن و ناموس خودم و استقلال و اهداف جمهوری اسلامی و احکام الهی به سوی جبهه های نبرد بشتابم.

مادر مهربانم؛ نمی دانم با چه زبانی از شما تشکر نمایم زیرا شما جای خالی پدرم را نیز پر کرده بودید وقتی به فکر شما می افتم اشک از چشمانم جاری می شود، شاید آرزو داشتی که عصای دست پیریت شوم ولی باز با نگرشی که به واقعه کربلا می کنم قانع می شوم.

مادر جان؛ آقا امام حسین و خانواده او در یک روز چند شهید دادند و راه و رسم چگونه زیستن را به ما آموختند، بنابراین از مرگ من گریه نکنید و اگر گریه دارید در مصیبت آقا اباعبدالله گریه کنید.

مادر جان؛ من امانتی بودم که شما می بایست این امانت را در راه صحیح که خداوند صاحب همه ماست (مصداق آیه شریفه "انا لله و انا الیه راجعون") برسانی.

مادرم؛ می خواهم در مرگ من خوشحال باشی، زیرا این مرگ باعث سرافرازی من و تو در روز قیامت است. در پایان از زحمات بیکران شما قدردانی می کنم و واقعا شرمنده و خجلهستم که نتوانستم برایت کاری انجام دهم.

ولی سخنی با شما برادران عزیزم دارم، اگر چه نمی توانید به جبهه بیایید پس لااقل در پشت جبهه فردی مثمرثمر باشید، مادر را خوب داشته باشید تا احساس ناراحتی نکند زیرا بهشت زیر پای مادران است.

مسجدها را پر کنید و خدایی ناکرده شما و همه اعضاء خانواده از موقعیت خانواده شهید بودن استفاده نکنید که الحمدلله از شما در گرفتم، در پایان از کمک های بی دریغ شما در طی این چند سال که در نبود پدرم احساس کمبود نمی کردم کمال تشکر را می کنم و واقعا شرمنده ام.

سخنی با خواهرانم؛

ضمن تشکر از زحمات شما همان طور که حجابتان را در گذشته حفظ نموده بودید از این به بعد نیز بهتر حفظ کنید زیرا سیاهی چادرتان رنگین تر از خون من است، زینب وار در جامعه عمل کنید و امام را دعا کنید.

سخنی با دوستان و آشنایان عزیز؛

بدانید و آگاه باشید که عمر کوتاه است و زودگذر فرصت بازگشت کم است اینک در این عمر کوتاه آن هایی که در غفلت و نادانی بودند ضرر نمودند و آن هایی که ایمان آوردند و توکل بر خدا کردند و عمل صالح انجام دادند همان افرادند که از این بند رستند.

ولی سخن اینجانب با شما برادران دانشجو؛

برادران و سروران ارجمند اینک کار شما حساس تر از دیگران است زیرا در آینده شما باید کشور را اداره کنید، پس بنابراین همراه با تحصیل، سنگر جبهه را حفظ کنید و از مرگ نترسید زیرا بالاترین مرگ شهادت در راه خداست "قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم"

آن مرگی که شما از آن فرار می کنید حتما آن به شما خواهد رسید، در پست آینده خود به داد محرومین و فقرا و به خصوص افراد حزب الله رسیدگی کنید و ان شاء الله که در کارتان پارتی بازی وجود ندارد زیرا که ضربه ای که انقلاب ما از این ناحیه می خورد شاید مهمتر از ضربه دشمن باشد.

خواهران دانشجو؛ شخصیت زن در جامعه اسلامی حفظ حجاب اوست پیرو فرهنگ اسلامی باشید و فاطمه زهرا را الگو قرار دهید زیرا دشمن با شکست از قسمت نظامی از قسمت فرهنگی و اقتصادی به اسلام حمله ور می شود، پس این وظیفه شماست که از این قسمت ها جلوی نفوذ دشمن را بگیرید.

دوستان و آشنایان بدانید که اینجانب با شناختی که به انقلاب پیدا کردم تنها خط رهایی را خط امام دانستم و به سویش شتافتم و جبهه مکان خودسازی و مکان قرب به خداست و من نیز جهت انجام وظیفه و ادای تکلیف به جبهه آمدم، عمر و زندگی دنیوی زودگذر است "کل علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام"هر کس بر روی زمین است نابود می شود و ذات پروردگار تو به جای ماند که او خداوند عظمت و کرم است.

امام حسین(ع) می فرماید: چه بسیار است زندگی و لذت های زودگذر که اندوه طولانی به دنبال دارد آن هایی که در غفلت و نادانی بودند ضرر نمودند و آن هایی که ایمان آوردند و توکل بر خدا و عمل صالح انجام دادند همان افرادند که از این بند رستند.

سخنان امام را فرا گیرید و به آن عمل کنید، جبهه ها را پر کنید، در برابر سختی ها که ابرقدرت ها جهت تضعیف روحیه آن را به وجود می آورند مقاوم باشید.

خدایا طول عمر به رهبر عزیز، نصرت و ظفر نهایی رزمندگان اسلام، تعجیل در فرج آقا امام زمان و آمرزش گناهان خود را در پایان از شما خواهانم.

عبد عاصی گناهکار نورعلی عالی نژاد

10/2/67

دانشجوی شهید سید محمد رضا طیبی

متولد 1345 شهرضا

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی

شهادت 1365

دانشجوی شهید سعید طفلان آب

متولد 1339

دانشجوی رشته شیمی

شهادت 1360 بستان

آرامگاه گلستان شهدای اصفهان

دانشجوی شهید احمد رضا صالح اصفهانی

          متولد 1346

دانشجوی رشته علوم اقتصادی

شهادت 1365 شلمچه

آرامگاه گلستان شهدای اصفهان


وصیت نامه

بسمه تعالی

"الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور ، فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسک"

بارالها مقام کمال انقطاع به سوی تو را به من عنایت فرما و دیدگان دل های ما را با مشاهده ی جمال جمیلت روشن و منور فرما تا آن جا که شعاع دیدگان دل ها، حجاب های نور را بشکافد و به کان عظمت برسد و جان های ما تعلق به عز قدس جانان بیابد.

خدا را شکر می کنم از توجه و عنایت و رحمتش که این چنین مرا به سوی خود کشاند و خدا را شکر می کنم که توانستم تا آن جا که در توان داشتم دین خود را به اسلام ادا کنم و چه راهی از این بهتر که انسان وظیفه ی خود را انجام دهد در محلی که رحمت خداوند دائما فراگیر است.

ای خدا تو خود شاهدی که من چگونه ام و چگونه بوده ام. خدا به عزت و جلالت، به سابقه رحمتت، شهدای این جنگ و انقلاب اسلامی ایران را جزء مقربان درگاهت قرار ده و با شهدای کربلا محشور بفرما.

ملت عزیز، برادران، خواهران؛ وصیتی که از طرف من می توانید داشته باشید رعایت کردن تقواست. تقوی، تقوی. اگر تقوا نباشد انسانیت مفهومی ندارد. اگر تقوا نباشد آدمیت ره به سویی ندارد. پس سعی کنید متقی باشید اعمال شما قبول می شود (انما یتقبل الله من المتقین).

برادران، مواظب باشید از خدا غافل نشوید که غفلت از یک طرف، دوری از درگاه خدا نتیجه ی آن خواهد بود و همانا ذکر خداست که موجب آرامش دل هاست و سعی کنید قلوب شما و روحتان با یاد خدا و ذکر او آرامش و تسکین یابد.

برادران، خود را به متاع قلیل دنیا نفروشید که انسان برای جایی دیگر آفریده شده و هدفی غیر از دنیا و مافیها دارد و این دنیا محل امتحان است و مشکلات و سختی ها و جنگ ها و خوشی ها و راحتی ها از مواد امتحانی است. پس با تحمل سختی ها و مشکلات، هدف خود را بهتر شناخته و مبادا تحمل سختی ها شما را از میدان خارج کند و بدانید اولا بعد از هر سختی، آسانی و یسر قرار دارد و ثانیا صابران در پیشگاه خداوند از مقامی بس والا برخوردارند. در این زمان پیرو راستین امام امت باشید.

و اکنون وصیتی به خانواده عزیز خود دارم:

ای پدر، ای مادر، ای برادران و خواهران؛ همان گونه که خود واقفید من راه خود را آگاهانه انتخاب کردم و آزادانه و راه من جز پیروی از امام حسین (ع) و نهضت عاشورا چیز دیگری نبود و راه حسین (ع)، همرهانی جز دلسوختگان و عاشقان و شهیدان و ایثارگران نمی خواهد. پس در مراسم من به یاد حسین (ع) گریه کنید و روضه ی امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) را بخوانید و دل های خود را با ذکر حسین (ع) آرامش دهید.

و ای مادر من از تو می خواهم مرا حلال کنی و ببخشی و اگر کوتاهی در حق مادری کرده ام، که چنین است، از من بگذر و مرا حلال کن و در فراقم جزع و بی تابی مکن. ای پدرم شما نیز مرا حلال کنید و اگر کوتاهی در حق شما کردم به بزرگواری خود ببخشید.

در آخر از کلیه ی کسانی که مرا می شناسند حلالیت می طلبم و از این که در نوشتن این جملات نتوانستم به خاطر عجله ای که داشتم حق سخن را ادا کنم معذرت می خواهم. در ضمن اینجانب از قبل 30 روز روزه ی قضا دارم که از خانواده ی خود می خواهم در این امر اقدام کنند و از خدا طلب مغفرت و مقام قرب الهی را مسئلت نمایند.

احمدرضا صالح اصفهانی

30/9/65