دانشجوی شهید فریدون امیری
متولد 1334
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1359 کمک رسانی به مدیوان و کردستان و موسیان
مزار شهید گلستان شهدای اصفهان
متولد 1334
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1359 کمک رسانی به مدیوان و کردستان و موسیان
مزار شهید گلستان شهدای اصفهان
متولد 1342
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1365/3/6
محل شهادت: جزیره مجنون
زندگینامه
شهید حمید اکبری در سال 1342 در شهرستان شهید پرور و مذهبی محلات دیده به جهان گشود در دوران کودکی و خردسالی پا به عرصه مدرسه نهاد وی با شروع جنگ تحمیلی در حال تحصیل به جبهه های حق علیه باطل رفت و هم تحصیل می کرد و هم می جنگید یعنی دو سنگر را حفظ نمود و از طریق بسیج وارد سنگر جنگ با دشمن اسلام و ایران شد و هنگام شهادت در سال دوم دانشگاه درس می خواند بنابر اظهارات مادرش شش سال بود که در جبهه های حق علیه باطل مبارزه می نمود وی دارای اخلاق و رفتاری خوب و نمونه بود وی در سال 6/3/1365در منطقه مجنون در اثر اثابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل امد
بسم الله الرحمن الرحیمیا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی
ای نفس قدس مطمئن و دل آرام (بیاد خدا) امروز بحضور پروردگارت بازآی که تو خشنود (به نعمتهای ابدی او) و او راضی از (اعمال نیک) توست. باز آی و در صف بندگان خاص من در آی و در بهشت (رضوان) من داخل شو.
سپاس خداوندی را سزاست که فضل و احسانش را در موجودات پراکنده و همه را مشمول جود و بخشش خود قرار داده و به او ایمان می آوریم ایمانی از روی اخلاص و یقین و گواهی می دهیم که جز او (خدای یگانه) معبودی نیست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و بآنچه از او رسد سپاسگزاریم و برای انجام اوامرش از او یاری می طلبیم و از او سپاسگزاریم به سبب بالاترین نعمتی که بما عطا فرمود و آن نعمت و فوز عظیم شهادت است و شهادت زیباترین و کوتاهترین راه رسیدن به کمال مطلق یعنی خداوند متعال است و شهید در جوار رحمت الهی مرزوق است.اینکه که از جانب خدا آمده و به سوی او می شتابیم بهتر آن است که راهی را که رضای او در آن است و مرگی را که شیوه اولیاء الله بسروری سیدالشهداء امام حسین(ع) و بالاترین مرگها یعنی (شهادت) را انتخاب کنیم که آن تولد برای زندگانی جاودانه و آخرین مرحله تکامل یک انسان و افتخار مسلمین استخدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
ای امت حزب الله، از امام و ولایت فقیه اطاعت کنید که اطاعت از خدا و رسول اوست و بزرگترین رکن و پایه ایمان و شرط قبول شدن اعمال اعتقاد به ولایت فقیه است
امام را این وارث پیامبران علیهم السلام و نائب امام زمان (عج) و حسین زمان را تنها نگذارید و او را تا پای جانتان یاری کنید که دست خدا با شماست. حامی و مطیع روحانیت باشید و بدانید شکست روحانیت شکست اسلام است. خداوند آنانی را که در پی تضعیف روحانیت هستند نابود کند.
همه با هم در لوای پرچم لا اله الا الله به ریسمان الله چنگ بزنید و از اختلاف و تفرقه بپرهیزید . بخود خوف و اندازه راه ندهید و سست نشوید ، چون کوه محکم و استوار بایستید که مهمترین راه رسیدن به فتح و پیروزی و غلبه بر دشمن شکیبایی است.
خوشا بحال کسانیکه آنچه پروردگارشان (الله) واجب کرد ادا کنند و در سختیها شکیبا باشند و بسیاری استغفار گناهانشان بخشیده شود ، آنان حزب الله هستند و بدانید که حزب الله پیروز است.
برادران عزیز، شما را به ترس از خدا تقوی و پرهیزگاری سفارش می کنم که آن تقوا توشه سفر آخرت و ایمنی از عذاب است و دوستان خدا را از ارتکاب حرام باز می دارد و خشیت را در دلهایشان قرار می دهد تقوی را محافظت کنید و خود را به سبب آن نگهدارید ، در روزهای گذرای دنیا برای روزهای همیشگی آخرت توشه بردارید و بهترین توشه تقوی و پرهیزگاری است که به سبب آن نیش زهر دار گناهان دور می شود. بر شما باد تکیه و مراجعه به کتاب خدا، زیرا قرآن کریم ریسمان استواری است که برای چنگ زننده بآن نگهدارنده از خطا و لغزشهاست و آن چراغی است فروزان و راهنما که افروختگی آن فرو نمی نشینند همواره بیاد خدا باشید که بهترین ذکر است و قرآن را بیاموزید که نیکوترین گفتار است در این لحظات که خورشید تابان ولایت و امامت بطلوع می نشینند و جهان را با انوار قرآن کریم نورانی و روشن می کند و مصادف است با ولادت با سعادت مولای متقیان علی (ع) شما را سفارش می کنم به مطالعه اثر گرانبهای امیرالمومنین (ع) یعنی نهج البلاغه و به کار بستن مواعظ و اندرزهای اجتماعی و اخلاقی آن ، به نماز و جهاد اهمیت دهید که آنها از اهم وسایل تقرب به سوی خداوند سبحان است. از منافقین و ضد انقلاب حذر کنید که انان گمراه و گمراه کننده اند.
خواهران عزیز، حجاب و عفت اسلامی را رعایت کنید و در تربیت فرزندانتان به تربیت و اخلاق اسلامی بکوشید فاطمه و زینب علیهما السلام را الگوی خود قرار دهید و فرزندانی علی گونه و حسین گونه تربیت کنید که آنها آینده سازان اسلام هستند. صبر وشکیبایی را پیشه خود سازید.
پدر و مادر عزیز:
هر پدرو مادری خواهان سعادت و سربلندی فرزند خود می باشد اکنون که به سعادت رسیدم و به فوز عظیم یعنی شهادت نائل شدم ناراحت و غمگین نباشید و خدا را شکر کنید به سبب آنکه امانتی را که خداوند به شما سپرده بود بنحو احسن به او بازگردانید.
و فرزندی را در راه خدا تقدیم کردید از شما می خواهم صبر داشته باشید و خوشحال باشید و برای سلامتی رهبر انقلاب دعا کنید و با این کار مشت محکمی بر دهان ضد انقلاب بزنید هر چیزی به عنوان امانت از دوستان نزدم امانت بوده به صاحبانش برگردانید.
امیدوارم نخست خداوند متعال از من راضی و خشنود باشد و بعد شما پدر و مادر و خواهران و برادران و دوستان و آشنایان همگی حلالم کنید و از بدیهای من بگذرید.
خداوند همه را به راهی که رضای او در آن است هدایت فرماید و از راهی که سخت و غضب او در آنست بازدارد و چشم بهم زدنی ما را خودمان وامگذارد.
در طلوع فجر و در روز تولد نور ولایت ولایت و امامت علی بن ابیطالب(ع) یار شهید عزیز و استاد بزرگوار آنکه علی گونه زیست و مظلومانه شهید شدو در هدایتم به سوی خداوند متعال و شناخت مکتب اسلام و قرآن عزیز نقش موثری داشت یعنی شهید عزیز علی پورآغاسی سیدالشهداء شهرمان و دیگر شهداء که عاشقانه به سوی پروردگارشان شتافتند، گرامی باد. امید است که خداوند آنها را با ابا عبدالله الحسین (ع) محشور گرداند و این بنده خوار و بی مقدار و گناهکار را گناهانش ببخشاید و با آنها محشور گرداند .انشاء الله
اگر جنازه ام به دستتان رسید در گلزار شهدای شهرمان بخاک بسپارید و امام جمعه عزیزمان حجه الاسلام مقدسی بر من نماز بخواند و باید بگویم ای مردم شهید پرور محلات قدر چنینی سید بزرگواری که جامه تقدس و تقوی بر قامت وی بسی زیبنده است بدانید و به مواعظ وی گوش فرا دهید و بکار بندید
خدا را شکر که چنین رهبری و نعمتی و امانتی و امام بزرگواری چون خمینی کبیر به ما عطا فرموده که در پرتو رهبریهای پیامبرگونه ایشان از خواب غفلت بیدار شده و به یاری دین خدا برخاسته و در این راه جان خود را فدا کنیم . اسلام عزیز بالاتر از آن است که جان ما در برابر آن مطرح باشد
خدایا شاهد باشد جنگ ما نه برای قدرت طلبی و کشورگشایی در راه استثمار انسانها و بدست آوردن چیزی از کالای دنیاست بلکه برای این است که دین شریف تر پیاده کنیم و نماز را اقامه کنیم و ظالمان را سرنگون سازیم و در زمین اصلاح و آرامش برقرار کنیم.
قیام ما زمینه را برای حکومت جهانی حضرت بقیه الله روحی له الفداء فراهم می سازد خداوند ما را از اعوان و انصار قرار دهد از هم اکنون با خون خود با او بیعت می کنیم و امیدواریم امت ما دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در دست نائبش خمینی عزیز مشاهده کنند و امام ماحصل خون شهیدان و ثمره آنرا یعنی جمهوری اسلامی را به آنحضرت بسپارد. انشاء اللهحمید اکبری
متولد 1338
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1359 آبادان
در 1338 در قریه وزوان اصفهان چشم به جهان گشود پس از اتمام دوره ی متوسطه در رشته ریاضی دانشگاه اصفهان پذیرفته شد در اوائل شروع انقلاب ایشان سهم بسزایی در توزیع اعلامیه و شرکت در تظاهرات علیه رِژیم شاه به عهده داشت پس از تعطیلی دانشگاه در سال 1358 شهید واحدی به تهران رفت و در کمیته مرکزی مشغول به فعالیت می گردد و سرانجام در19/9/59 در آبادان به شهادت رسیدند.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیتم ادامه ی راه و ره توشه ام از آن روندگان راه خداست. وصیتم حمایت از امام خمینی و انجام فرامینش می باشد وصیتم صبر و وصیت به حق است.
18/9/59
آبادان

متولد 1337
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1361 عین خوش، عملیات محرم
آرامگاه گلستان شهدای اصفهان

متولد 1334 اصفهان
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت: 1361 منطقه جنوب

متولد 1335 اصفهان
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1360 دارخوین بستان
آرامگاه گلستان شهدای اصفهان
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
به نیت این که برای خدا خون خود را در راه اسلام محمد و ائمه معصومین و نایب به حق شان امام خمینی بدهم به میدان کارزار می روم و امیدوارم خداوند از من عاصی به لطف مغفرت و رحمتش بگذرد و همه این خون را در جهت اسلام قبول کند.
از همه برادران و خواهران به خصوص از آشنایان خواستارم که محکم برای اسلام فعالیت کنند و بدانند شکر بسیاری از نعم که فقط یکی از آن ها این انقلاب و هدایت الهی به وسیله الله را شاید تا آخر عمر نشود به جا آورد. لذا بایستی تلاش برای اسلام را زیاد کرد و باز این را به خصوص به دوستان سال های جوانی و خانواده ام بیشتر تذکر می دهم.
برادرم ناصر و خواهرانم و پدر و مادرم انشاء ا... به فعالیت های اسلامی خود ادامه دهند و خدایی نکرده سرد نشود که پر خروش تر شوند. از همه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم به خصوص از پدر و مادرم و به خصوص از مادرم و امیدوارم با روحیه عالی خود نمونه باشد. ضمنا برادرم ناصر کلیه نوشته های مرا بخواند و هر چه را که جنبه ایدئولوژی داشت و به دردش می خورد نگه دارد و بقیه را دور بریزد. خدا توفیق بندگی اش را به همه ما ارزانی دارد و السلام علیکم و رحمه ا... (التماس دعا دارم).
متولد 1340
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1361 شلمچه، عملیات رمضان

متولد 1336 اصفهان
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1363 اهواز

متولد 1335
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1360 ترور به دست منافقین، تهران
متولد 1339
دانشجوی رشته فیزیک
متولد 1336
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1361 دشت عباس
متولد 1331
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1362 محرم 3
متولد 1339 آبادان
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1360 بستان
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
درود خدا بر محمد(ص) و بر آل محمد علیه السلام وبر خمینی از تبار محمد درود خدا بر شهدای اسلام آنان که با نثار خون خود از راه خدا پاسداری کرده و راه های باطل را به نیستی می کشانند. در ابتدای سفارش وصیت خود، خطاب را با پدر و مادر عزیزم دارم که اگر اکنون توفیق این فضیلت بزرگ یعنی جنگ در راه خدا پیدا کردم، بی شک به خاطر پرورش در دامان پاک شما بوده و تشویق و ترغیب شما در راه ایمان.
عزیزان حال که این ثواب نصیبم گردید، اگر برگشتم که امیدوارم اجر این جهد نصیبم گردد(ان شاءالله) و اگر روح من لیاقت آن را داشت که به سوی مالک اصلی برگردد، خوشحال باشید که من به خوشبختی ابدی دست یافتم و اگر به فرزندتان علاقه دارید بدانید که این فرزند از آن شما نیست، امانتی است در دست شما، مواظب باشید عشق فرعی آن عشق اصلی را از یادتان نبرد. همیشه شهیدان و از آن مهم تر راه شهیدان را زنده دارید.
در آغاز حمله بود که خبر شهادت دو تن از یاران اسلام و امام را شنیدم. از این که آنان را از دست دادیم بسیار متأثر شدم، ولی روحیه انتقام از شیطان بزرگ در همه بچه ها بالا رفت و عهد بستیم که هرچه زودتر این مزدوران را در مرزها به جهنم بفرستیم و آن وقت به کمک برادران دیگر، دیگر مزدوران داخلی شیطان ها را، به یاران صدامی آن ها ملحق سازیم.
سفارش من به برادرانم و خواهرانم همان سفارش شهداست، اسلام و امام را یاری کنید، بدانید پیروزید، با هر قدمتان و قلمتان، با زبانتان و حجابتان رسالت اسلامی خود رابه دوش کشید. خداوند لذت و طعم حرکت در راهش را به ما بچشاند که هر که به آن سر چشمه هستی دست دراز کرد تا غرق در آن سر چشمه نشود آرام ندارد. همه شما را به خدا می سپاریم. والذین اذا اصابهم مصیبه قالوا... . "همه از خداییم و بازگشت ما به سوی اوست ".
متولد 1337
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 1365
متولد 1342
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت خرم آباد

متولد 1346
دانشجوی رشته فیزیک
شهادت 13/12/1365 شلمچه
وصیت نامه دانشجوی شهید محمد قناعتیان که طی نامه ای یک روز قبل از شهادتش برای خانواده اش ارسال داشته است .
حضور محترم خانواده عزیز و گرامیم سلام علیکم .
امیدوارم که همگی به لطف الهی سالم و سرحال باشید و هیچگونه ناراحتی نداشته باشید اگر از حال من بخواهید بحمد خدا بد نیستم. مادرجان می دانم از اینکه بدون اجازه شما به جبهه رفته ام ناراحتید ولی امیدوارم که مرا ببخشید. مادر جان تو خود میدانی که ما که به جبهه می رویم برای هوی و هوس نیست و برای رضای خداست و در این راه هرچه بر سر ما بیاید اشکالی ندارد. مادر جان تو خود شاهد هستی که هر روز، جمعی از عزیزانمان در کربلای ایران به شهادت می رسند و بسیاری از خانواده ها داغدار و عزادار هستند و بسیاری از این عزیزان، دانشجو بودند و یا محصل و خلاصه همه آنها در پشت جبهه پست و مقامی داشتند. اما همه را رها کرده اند و به جبهه ها آمده اند اگر کمی فکر کنیم ، ببینیم برای چه این همه به جبهه ها و جنگ علاقه دارند، آیا آنها می روند تا صرفا انسان بکشند و یا این که به شهادت برسند یا آمده اند تا شهرت و مقامی کسب کنند؟ همه آنها پشت جبهه ها می توانستند در کنار خانواده هاشان باشند، کنار برادران و خواهرانشان ، و بعضی از آنان در کنار زن و بچه هایشان باشند و یا در دانشگاه درسشان را بخوانند و خود می دانید که درس خواندن چندان هم سخت نیست که خیال کنید آنها ازدرس خواندن فرار کرده اند، پس برای چه آنها به جبهه ها آمده اند؟ اگر خوب فکر کنیم می بینیم که آنان آمده اند تا از دینشان از اسلامشان و از کشورشان حفاظت، کنند و چرا؟ چون همانطوری که می دانید تمام دشمنان اسلام دست در دست هم داده اند تا دینشان را از اینها بگیرند تا اسلامشان را از اینها بگیرند. اسلامی که حاصل زحمات پیغمبر اسلام است، اسلامی که پیغمبر اکرم به خاطر آن سختی ها و مرارت های بی شماری را متحمل شده است. همان اسلامی که علی (ع) خونش را در این راه ریختند، همان اسلامی که به خاطر آن فاطمه زهرا(س) پهلوی مبارکشان به خاطر آن شکست و محسنش سقط شد. همان اسلامی که فرزند زهرا، حسین (ع) در این راه اکبرش، قاسمش، عباسش، عباس علمدار و دلاورش ، طفل شیر خواره اش را داد. زینب آن خواهر گرانمایه اش به خاطر او به اسارت رفت و در این راه سختی های فراوان کشید. سر بی حجاب او را به مجلس یزید بردند. سر بریده برادرش را جلو او آوردند. اما همه این سختی ها را به خاطر خدا تحمل کرد و بالاخره همان اسلامی که تمام امامان و معصومان ما به خاطر آن که سالم بماند، جان خود را به راه او دادند. خون مقدسشان در این راه ریخته شد، خوب حالا بگو آیا سزاوار است که با این وصف ما در خانه هایمان در کلاس هایمان، پهلوی زن و فرزندانمان بمانیم و بگذاریم که به راحتی آن را از ما بگیرند؟ نه به خدا هرگز نخواهیم گذاشت، خون ما که از خون امامانمان، از خون پیغمبرمان رنگین تر نیست.
اما تو مادر باید صبر داشته باشی و مانند حضرت زینب و حضرت فاطمه باشی و در این راه اگر خدا خواست بلائی، بلا که نه زیرا هرچه از خدا به انسان برسد نیکوست، بر سر ما آمد صبر داشته باشی و استقامت به خرج دهی. امیدوارم که مرا حلال کنید و همینطور پدرم، زیرا می دانم که تا مرا بزرگ کرده است سختی ههای زیادی کشیده است ....
فرزند شما محمد قناعتیان
سه شنبه 12/12/1365
والسلام
شهید محمد قناعتیان در نهم آبان ماه 1346 روز مبعث رسول اکرم (ص) پا به عرصه وجود گذاشت. دوران ابتدائی را در مدرسه طالقانی، دوران راهنمایی در مدرسه شرف و دوران دبیرستان را در دبیرستان خواجه نصیر شهرستان جهرم استان فارس در رشته ریاضی و فیزیک با موفقیت به پایان رساند و بعد از این دوران وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته دبیری فیزیک مشغول به تحصیل گردید.
این شهید بزرگوار ازسال سوم راهنمایی وارد بسج شد چرا که همانند تمامی جوانان و نوجوانان آگاه و مومن و متعهد احساس می کرد انقلاب اسلامیش نیاز به پاسداری دارد و تنها کاری که از آنان می آمد همین بود که به این طریق دین خود را ادا نمایند. لذا محمد نیز با شرکت در بسیج در دفتر عاشقان خدا ثبت نام نمود. در طول زمان دانش آموزی عضو اصلی انجمن اسلامی بود و فعالیت های چشمگیری در این انجمن داشت.
ازخصوصیات این شهید بزرگوار می توان تواضع و فروتنی اش ذکر کرد که مخصوص خودش بود. نمازاول وقت و با وجود سن کمش نماز شبش ترک نمی شد. سعی وافر داشت که تمامی حرکات و سکناتش و تمامی اعمالش مطابق با دستورات اسلام و طبق حدیث های اسلامی باشد. به طوری که زمانی به یکی از آشنایان این مطلب را گفته بود که اگر انسان بتواند تمام زندگیش را مطابق احادیث گرداند یک زندگی خوب و مفید خواهد داشت، صبر و خویشتنداری را اگر چه به عنوان یک اصل اساسی در زندگیش قرار داده بود و درمقابل سختی ها و فشارهای زندگی و زیر و بالاهای آن بسیار صبر می کرد ولکن این راهم به خودش قبولانده بود که نباید این صبر مطلق باشد. هرگاه ضرورت ایجاب می کرد که کاری را انجام دهد انجام می داد، بدین معنی که هروقت تشخیص می داد که درس و بحث ضرورت دارد، آن را انجام می داد و هرگاه جبهه، این سنگر را رها نمی کرد. تا اینکه بالاخره برای بار سوم (درپایان ترم اول دانشگاه) راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد و در عملیات کربلای 5 سیزدهم اسفند ماه 1365شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر مطهرش حدود 45 روز در منطقه عملیاتی روی خاک های شلمچه افتاده بود. که پس از آزاد سازی منطقه توانستند جسد پاکش را بدون سر بدست آورند و بدین ترتیب دفتر زندگی گمنامی دیگر بسته شد و با روحی سالم حیات عند رب را تحصیل نمود. خداوند روح این شهید بزرگوار و تمامی شهدا را با شهدای کربلا محشور گرداند.