سید همت موسوی سنگ چشمه ای

متولد 1334

متولد 1334

متولد 1339
دانشجوی رشته عربی
شهادت: 1365 بمباران هوایی توپخانه
آرامگاه: گلستان شهدای اصفهان

متولد 1341 اصفهان
دانشجوی رشته زبان و ادبیات انگلیسی
شهادت: 1367 شلمچه

متولد 1344

متولد 1337 داراب

متولد 1337

متولد 1337
دانشجوی رشته دبیری زبان انگلیسی
شهادت 1365 شلمچه، عملیات کربلای 5
از سخنان شهید
· خداوندبه ما لطف دارد كه شناخت در اسلام را به ما عطا فرموده است.
· سعي كنيد در موقع ناراحتي بيشتر نماز بخوانيد چون انسان در نماز با خداي خود صحبت مي كند و خدا مهربان و هميشه هر چيز را در حد شرعي به انسان عطا مي كند ، هر قدر احساس ناراحتي بيشتر بكنيد شيطان هم بيشتر شما را وسوسه مي كند .
· ما بايد خدا را بر همه چيز مقدم بدانيم . سعي كنيد كارهايتان در جهت رضاي خداوند باشد .
زندگی نامه
شهید عباسعلی سلیمیان در سال 1337 دیده به جهان گشود. از همان زمان طفولیت علاقه خاصی به نماز و روزه و ائمه اطهار (ع) داشت. دوران تحصیلات متوسطه را در زرین شهر به پایان رساند و دوران خدمت سربازی را به صورت معلم در روستا های محروم طی کرد. سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد. بعد از شروع انقلاب در همه ی صحنه های انقلاب اسلامی شرکت داشت. علاوه بر شغل معلمی به عنوان مربی بسیج در امر آموزش و تشکیل ارتش بیست میلیونی نقش فعالی در منطقه داشتند. در زمانی که منافقین و لیبرال ها و گروه های چپ تلاش می کردند تا واقعیت های انقلاب را وارونه جلوه دهند و امت را از خط رهبری و اسلام راستین منحرف سازند، وی با سخنرانی های خود مردم را با واقعیت و ماهیت این گروهک های به ظاهر دلسوز و در باطن خائن آشنا نمود. همیشه به عنوان بک فرد خوب و مکتبی در بین مردم معروف بود.
در دوران خدمت در آموزش و پرورش در سمت مسئولیت انجمن اولیا و مربیان تلاش بسیار در جهت آشنا نمودن اولیا با مفاهیم تعلیم و تربیت اسلامی و ایجاد پیوند آن ها شروع نمود و در این کار کاملا موفق بود. پس از فعالیت ایشان اکثر مدارس لنجان دارای انجمن اولیا و مربیان شدند. در بین این همه فعالیت و تلاش باز هم احساس مسئولیت در قبال جبهه جنگ می کرد و بارها در مصاف جنگ حق علیه باطل شرکت جست و بعد از مدتی از طرف استانداری اصفهان به مدت چند ماه به عنوان شهردار سده- لنجان فعالیت کرد و در این مدت سعی می کرد به نحو احسن برای مردم مستضعف و جمهوری اسلامی خدمت نماید. شهید عباسعلی سلیمیان پس از مدتی استعفا داد و به عنوان دانشجوی رشته زبان خارجی در دانشگاه اصفهان پذیرفته شد و ضمن ادامه تحصیل نیز هم چون گذشته در جبهه های جنگ فعالانه حضور داشت و سرانجام در عملیات پیروزمند کربلای 5 شهادت را در آغوش گرفت. قفسی تنگ را درید تا روحی پر فتوح در بیکران آسمان خداوندی طیران یابد، شهید رفت تا به جمع همه شهدایی بپیوندد که همیشه با افسوس از آنان یاد می کرد. از ایشان دو فرزند به یادگار مانده است.
نفر اول از سمت چپ
نفر اول از سمت راست

متولد 1343 خوانسار
دانشجوی رشته زبان فرانسه
شهادت 1365 فاو
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالاخرة و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجرا عظیما (سوره نساء، آیه 74).
مؤمنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر آخرت گزیدند، جهاد کنند و هر کس در جهاد در راه خدا کشته شد یا فاتح گردید زود باشد که او را اجری عظیم دهیم.
درود بر روشنگر راه ما، امام خمینی و سلام بر هادی او حضرت حجة ابن الحسن (عج). درود بر تمامی خدمت گزاران اسلام، درود بر شهیدان راه خدا و درود بر معلولین و مجروحین و اسرا، که فقط به خاطر اسلام، تمام هستی خود را بر کف نهاده و تقدیم اسلام عزیز می نمایند.
اولین پیامم به عنوان سربازی کوچک از سربازان امام، به ملت عزیز این است که ای عزیزان، به خدا قسم امام شما یک فرد معمولی نیست، پس او را از تمام دنیا و از هستی خویش برتر بدانید. به راستی کدام پیر 80 ساله ای است که درباره ی آینده ی اسلام و انقلاب سخن بگوید و تمام سخنانش یکی پس از دیگری به مرحله ی عمل درآید. کدام پیر هشتاد ساله ای است که قلب هزاران هزار جوانان یک مملکت را مجذوب خویش سازد و کدامین قلب آرامی است که در مقابل قدرتمندان جهان نلرزد و شاهدیم که در این مورد قلب امام آرام ترین قلب هاست.
عزیزان اسلام، پدران، مادران، جوانان، همه ما علم به مرگ داریم، اما بعضی از ما عقیده و ایمان راستین به مرگ نداریم. ای جوانان عزیز، خطابم بیشتر به شماست. مخصوصا به بعضی جوانانی که هنوز وقت خود را در کوچه و خیابان بیهوده تلف می کنند و قدرت و توان خود را صرف جهاد در راه خدا نمی کنند. می خواهم بگویم که فکر کنید و بنگرید تمام کسانی که از دنیا رفته اند مثل شما چشم ها و گوش ها و زلف زیبایی داشتند، اما ببینید همه این ها فنا شدنی است و بهترین شاهد ما کسانی هستند که در جوانی نفس اماره را پایمال نکرده اند و در هنگام پیری سخت پشیمانند. عزیزانم، شاید در وصیت نامه جای این گونه حرف ها نباشد، اما به خدا دلم به حال شما می سوزد. آخر چرا جوان های ما به راهی قدم گذارند که هم خود ضرر کنند و هم سربار جامعه باشند. چرا؟
پیام دیگرم به دانشجویان و دوستانم در دانشگاه است که عزیزان، من هم مانند شما درس می خواندم و حتی با خود عهد کرده بودم که درس بخوانم و بدون انحراف از خط امام بتوانم در آینده به انقلاب اسلامی خدمت کنم، اما اگر می خواستم از خط امام منحرف نشوم، چگونه می توانستم پیام جهاد امام را نادیده بگیرم و چه کسی تضمین می کرد که در آینده پیام های مهم تر او را کنار نزنم!؟ و اگر اسلام در این برهه از زمان خدای ناکرده شکست بخورد، دیگر می خواهم نباشم که در آینده چه ها کنم. پس شما هم بکوشید که علم را با عمل توأم سازید که با یک بال پرواز میسر نیست.
پیام دیگرم به پدر و مادر بسیار عزیز و مهربانم می باشد که افتخار بزرگ نزد آقا اباعبدا... و نزد زینب کبری (س) یافتند که فرزند ناقابلشان را در راه حسین (ع) فدا سازند. پدر و مادر عزیزم، از این که نتوانستم عصای پیری شما باشم و از این که در کودکی و نوجوانی هم جز رنج و زحمت برای شما حاصلی نداشتم، معذرت می خواهم و خدا را گواه می گیرم که اگر لایق بهشت بودم بی شما به بهشت نخواهم رفت. پدر و مادر عزیزم، همان گونه که شما حسین زهرا (ع) را دوست داشتید من هم به حسین زهرا (ع) عشق می ورزیدم و کسی که حسین فاطمه را دوست بدارد و به راه او رود در آخرت تنها نخواهد بود. من برای شما حرفی ندارم جز این که با خجالت به شما بگویم که صبر و استقامت را پیشه کنید.
زندگی نامه
در سال 1343 در شهر خوانسار متولد شد. کلاس اول ابتدایی را در همان شهرستان گذراند و پس از آن به همراه پدر و مادر و خانواده به شهر مقدس قم رفتند. از آن جا که دارای اخلاق نیکو و حافظه ی خوبی بود، همیشه شاگرد ممتاز کلاس بود. با اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم ستم شاهی ایشان نیز هم پای امت حزب ا... در تظاهرات و راه پیمایی ها شرکت فعال داشت. برای اولین بار در سال 1361 به جبهه رفت. پس از بازگشت از جبهه در امتحانات سراسری تربیت معلم شرکت کرد و به مرکز تربیت معلم رباط کریم راه یافت. پس از چند ماه درس خواندن باز در سال 1362 به جبهه رفت. پس از سه ماه بازگشت و به تحصیل ادامه داد. در همین زمان بودکه در کنکور سراسری در رشته زبان فرانسه در دانشگاه اصفهان پذیرفته شد.
هم به جبهه می رفت و هم درس می خواند. بیش از چهار بار توسط دانشگاه به جبهه اعزام شد و سرانجام شهید فضل ا... دهاقین در سال 65 در تاریخ 26/9/65 پس از 22 سال تلاش و کوشش صادقانه در راه خدا و برای یاری دین خدا در جبهه فاو از ناحیه سر، هدف ترکش قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

متولد نجف آباد
دانشجوی رشته زبان عربی
شهادت 1365 شلمچه

متولد 1337 گلپایگان
دانشجوی رشته زبان و ادبیات عرب
شهادت 1360 شوش
زندگی نامه
در رباط ابمولان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد.
پس از اخذ دیپلم در رشته زبان و ادبیات عرب دانشگاه اصفهان پذیرفته شد.
تحصیل در دانشگاه مصادف با ایام انقلاب بود و او فعالیت هایش را گسترده تر کرد و در تظاهرات دانشگاه شرکت فعال داشت.
از خصوصیات اخلاقی او چهره ای شاد و بشاش بود که خاطره خوشی برای همرزمانش است.
وی در زمان انقلاب سرپرستی کمیته گشت مردمی را به عهده داشت و مردم را راهنمایی و ارشاد می نمود.
شهید سید محمد صادق حسینی در خرداد سال 1359 موفق به اخذ درجه لیسانس زبان و ادبیات عرب گردید و پس از مدت کوتاهی به خدمت سربازی رفت.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی شهید داوطلبانه خط مقدم را برگزید و در تاریخ 3/3/60 در جبهه شوش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در 5/3/60 در میر حمزه به خاک سپرده شد.
متولد 1341 اهواز
دانشجوی رشته زبان فرانسه
شهادت 1365 کربلای 5 شلمچه
زندگی نامه
شهيد جايشي در 28 مرداد 1341 در يك خانواده مذهبي در شهرستان اهواز چشم به جهان گشود . دوره ي ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان خود را به ترتيب در دبستان حكمت ، مدرسه ي راهنمايي امير كبير و دبيرستان شهيد مصطفي خميني اهواز طي كرد .
دوران دبيرستان جليل مصادف با دوران پر شکوه انقلاب اسلامي بود. وي از همان دوران فعاليت مذهبي را آغاز كرد و در مدرسه آيت الله بهبهاني به كلاس قرآن مي رفت و يكي از شاگردان ممتاز اين درس بود. با شروع انقلاب اسلامي و قيام بر عليه رژيم منحوس جليل در دبيرستان و حمله خور شروع به فعاليت كرد . وي در محل با تشكيل جلسات قرآن و دعاي كميل و تشكيل گروه هايي جهت تظاهرات بر عليه رژيم ، همچنين فعاليت در كتابخانه شهر و جذب جوانان به سوي انقلاب فرهنگي فعاليت هاي فراواني در اين راه ايفا نمود .
با شروع جنگ تحميلي وي اولين بار به عنوان امداد گر و نيروي رزمي به جبهه كرخه نور رفت و با كلاسيك شدن جنگ فعاليت هاي او چهره ي ديگري به خود گرفت و با شركت در 11 عمليات بزرگ به استثناء عمليات كوچك در رشته هاي مختلف رزمي و تبليغاتي در جبهه هاي حق عليه باطل فعاليت هاي چشم گيري را كرد و از كوچك ترين كاري كه از عهده ي وي بر مي آمد ، چشم پوشي نمي كرد . وي كه با همه گرفتاريها توانست به دانشگاه اصفهان در رشته زبان فرانسه وارد شود تا بتواند به تحصيل خود ادامه دهد .
فعاليت هاي وي در شهر زبانزد خاص و عام بود و فعاليت در كميته انقلاب اسلامي، فعاليت در پايگاه بسيج ، عضويت در دفتر سياسي استانداري ، فعاليت در بنياد امور جنگ زدگان . جليل در زمان شهادت در سال دوم در دانشگاه مشغول تحصيل بود و در عمليات پيروزمند كربلاي 5 به درجه رفيع شهادت نائل آمد .
متولد 1346 نجف آباد
دانشجوی رشته زبان فرانسه
شهادت 1365 شلمچه کربلای 5
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون.
به درستی که مؤمنان واقعی آنانند که ایمان به خدا و رسول او آورده پس شک به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد و مبارزه کردند، ایشان هم راستگویانند.
به نام الله، با سلام بر حسین و شهدای کربلا، با سلام به حسین زمان خمینی کبیر و شهدای کربلای ایران و با سلام بر تمامی خدمتگزاران مخلص اسلام (که اندکند) و لعنت بر ضد انقلابیان که همان ضد اسلام هستند. آگاه یا ناآگاه به صورت خشکه مقدس و لامذهبان و حزب باد (بی طرف ها) امید آن که هر چه زودتر به امید خدای متعال و با همت حزب الله دست های ضد انقلاب که متأسفانه الان در همه جا از بالا تا پایین وجود دارد را قطع و موجب جایگزین گشتن حزب الله شود و قطع دست های افرادی که به علت های گوناگون (از قبیل مشغول شدن حزب الله به کارهای جنگ و جبهه و غافل ماندن از پشت جبهه) از فرصت استفاده نموده و با در رأس اکثر کارها قرار گرفتن، موجب به کار گماردن بقیه افراد غیرمتعهد و سودجو شده اند و چون در رأس امور قرار گرفته اند، حزب الله را کنار زده و همه را به خود وابسته نموده و متأسفانه در حال پایمال نمودن خون شهدایند. خدایا خودت می دانی که هدف حزب الله چیست و خدایا واقعا که اشکو الیک فقد نبینا و قله عددنا و کثره عدونا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا.
خدایا فقط خودت امان از دست این فرصت طلبان که واقعا در دزدی های خود استاد شده اند و آن چنان در رأس امور قرار گرفته اند که حتی در وصیت شهدا، حرف دل شهدا را حذف می کنند و حزب الله است که می دود، می کوشد و سودش به جیب آن ها می رود این ها با ایجاد نارضایتی و پارتی بازی ها مسأله می آفرینند و مردم را نسبت به مسئولین خود بدبین می کنند.
ای بی سوادان بدانید که ضد انقلاب از بی سوادی شما استفاده می کنند و شایعات را گسترش می دهند اگر آگاهی داشته باشید می توانید جواب ضد انقلاب را بدهید.
دانشجويان ودانش آموزان ، شمائي كه با آن همه فعاليت در جبهه و پشت جبهه درس خود را مي خوانيد. واقعا َ مشكل است ولي بايد بدانيد كه خوب است و باعث پيشرفت اسلام مي شود و از حرف هاي بعضي كه مي گويند شما از زير درس فرار مي كنيد، نهراسيد و ناراحت نشويد. چون كه آن مغرضان بايد بدانند كه كسي بدون استاد و معلم با بهترين نمره قبول مي شود از درس فرار نمي كند. اي دانشجويان و دانش آموزان و برادران همگام با علم به قوانين اسلام مرحله ي عمل را نيز تقويت نمائيد، البته عمل با اخلاص نه عمل با ريا و كبر و عجب و غيره و طبق حديث از رسوا اكرم (ص) : الناس كلهم هالكون ، الا العالمون ، والعالمون كلهم هالكون الات العاملون و العاملون كلهم هالكون الا المخلصون و المخلصون علی خطر عظيم. يعني : همه مردم در هلاكتند جز علما و همه علما در هلاكتند جز عمل كنندگان به علم و عمل كنندگان به علم نيز همه در هلاك هستند جز اخلاص دارندگان و اخلاص دارندگان نيز تحت خطري عظيم از جانب شيطانند .
پس برادران سعي تقوا را در همه كارها پيشه كنيد و سعي كنيد در نمامي كارها مانند خور و خواب و نشست و برخاست و هميشه با ياد و نام خدا باشيد زيرا «الا بذكر الله تطمئن القلوب » با ذكر خدا دل ها آرامش پيدا مي كند .
برادران و خواهران؛ مناجات را فراموش نكنيد. آيا هفته اي يا ماهي يك آيه ي قرآن را از حفظ نموده ايد . مگر قرآن كتاب آسماني ما نيست. جهان از قرآن ما استفاده مي كند و ما در خواندن آن مانده ايم. واقعا َ در روز قيامت چه مي خواهيم جواب بدهيم . دنيا قر آن ما را عمل مي كند و تنها يك شهادتين مي خواهد و ما تنها شهادتين را گفته ايم و در پي عمل به قرآن نرفته ايم . پس واي بر ما به چه طريقي مي خواهيم اسلام خود را صادر كنيم و آن را جهاني كنيم . و الله مسئوليد .
در خاتمه از همه اقوام و خويشان حلاليت مي طلبم و از آن ها مي خواهم كه خداي ناكرده اگركار شكني ها و پارتي بازي ها و غيره را مي بينيد، اين ها را به حساب اسلام و انقلاب نگذاريد. واقعا مقصر اصلي خودمان هستيم كه اين ها را رواج مي دهيم . اگر احيانا َ چيزي ديديد امر به معروف و نهي از منكر را در حد امكان بر غيبت و ازدياد نارضايتي ترجيح بدهيد . حرفتان را بزنيد كه مسئله اسلام و انقلاب مطرح است . حرفتان را به آن ها که گوش می دهند بزنید و از این حزب های کوچه و بازار نهراسید که اگر به راه خدا رفتید خدا کمکتان می دهد. والسلام.
مصطفي توبئيها
تولد 1344 اصغر آباد ازنا لرستان
دانشجوی رشته زبان فرانسه
شهادت 1365 منطقه عملیاتی کربلای 5
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل علي محمد و اله الطيبين و الطاهرين. بارالها بر محمد و ال محمد درود بفرست و ما را از شيعيان واقعي آن ها قرار ده، كه سپاس و حمد بي پايان شايسته تو خداي قادر، خالق و سبحان است .
چه قدر زيبا و حكيمانه افعالت را انجام مي دهي و ما غافليم و من با زبان قاصرم تو راسپاس مي گويم كه دوره ي زندگي مرا در اين مقطع نوراني و باعظمت قرار داده اي و از آن زيباتر و با عظمت تر كه نعمت هاي عزيز و گراتقدر و الگوهاي انساني براي هدايت ما قرار داده اي و كور است كسي كه منكر اين انوار الهي باشد. پس اي مردم اداي حق هر نعمت شكر گزاري مخلصانه است. اين نعمات عزيز الهي را شكر گزاري كنید، تا خداوند بركاتش را برشما نازل كند. كه اين وعده خداست و به هوش باشيد كه در مصاف با مشكلات و فتنه ها و امتحانات صبر و طاقت از كف ندهيد و زبان به كفران اين نعمات باز نكنيد كه حجت برهمه تمام شده و راه توجيهي در قيامت نخواهد بود و اين را خود مي دانيد كه خداوند مردم ناسپاس را دوست نمي دارد و اين حيف نيست كه انسان از علما، عارفان، عاشقان و معلمان اخلاق دست بردارد و متوسل يك مشت كاهل نماز و مسلمان نما و وابستگان به ظواهر دنيوي و منافقين و غيره شود. در غير راه اول با كدامين رو آماده محشور شدن با امام و الگوي خود شده ايم. مگر نه اين است كه هر قومي با امامش محشور مي شود پس چرا آبرومندان را نگيريم كه در قيامت رو سفيد باشيم؟ و چرا جهاد نكنيم كه در جواب خداوند تبارك و تعالي و انبيا و امامان و شهدا شرمگين و سر افكنده نباشيم چرا كه از ما خواهند پرسيد (چرا در راه خدا جهاد نمي كنيد در صورتي كه جمعي از ناتوان از مرد و زن و كودك شما اسير ظلم كفارند (سوره نساء آيه 199).
اگر از مرگ مي ترسيم كلام خدا را آويزه گوش خود كنيم كه به ما تذكرمي دهد و مي فرمايد : اي گرويدگان به دين اسلام شما مانند آنان كه راه كفر و نفاق پيمودند، نباشيد كه گفتند اگر برادران و خويشان ما به سفر نرفته و يا به جنگ حاضر نمي شدند به چنگ مرگ نمي افتادند. اين آرزوهاي باطل را خدا حسرت دل آنان خواهد كرد و خداست كه حيات بخشد و بميراند و به هر چه كنيد آگاه است (سوره آل عمران آيه 115).
پس چه بهتر كه اين نيروي ناچيز و اين تن ناقابل را در ياري دين خدا به كا ر بريم كه اگر ياريگر دين خدا باشيم خدا هم ياريگر ماست و چه ياريگر با عظمت و مقتدري که غالب برتمام امور است و از اين گذشته و ظريف تر اين كه حمد خداي را به جا آوريم كه به ما اين توفيق را عنايت كرده كه متاع ناچيز و اندك و ظاهري دنيائي را در راه دين با عظمتش به كار گيريم و به اين ادعاي ديرينه اجداد و اباء خود جامه ي عمل بپوشانيم. الهم اجعلنا من الطالبين بدم المقتول بكربلا. خداوندا؛ ما را از خون خواهان كشته كربلا قرار ده. پس خداوندا به حق محمد و آل محمد وبه خون سيد الشهدا و شهداي مظلوم ما اگر چه تمام عالم گمراه شوند ايمان ما را محكم و قدم هايمان را استوار بدار. انقلاب عظيم و رهبر عزيزمان را براي ياري دينت نگهدار و از گناهان ما بگذر كه تو غفار الذنوبي و شما عزيزانم پدر و مادر مهربان به حكم قر آن صبر پيشه كنيد و يكديگر را به صبر دعوت كنيد تا پيروز و سعادتمند باشيد و خدا نكند از دست دادن متاع دنيا و يا پس دادن امانت را بر خودتان دشوار بگيريد كه مي دانم چنين نخواهيد كرد انشاءالله و به ياري خدا ديگر امانات خود را لايق و شايسته خدمت به اسلام تربيت و تقديم كنيد كه غير از اين راه خسران و حسرت اخروي (قيامت) در پيش دارد. از شما عزيزان طلب عفو و بخشش كريمانه نسبت به خطا هايم و اشتباهاتم دارم. از شما براي سلامتي امام عزيز، پيروزي اسلام و مغفرت مؤمنين و اين بنده گنهكار التماس دعا دارم و از اقوام و دوستان عاجزانه مي خواهم مرا حلال كنند و طلب مغفرت از خداوند كريم برايم بخواهند. برادران عزيز و بزرگوارم اسلام را، امام را، قرآن را، نماز را آن چنان كه داريد محكم نگه داريد كه شفيع ما در روز قيامت باشيد كه محمد و آل محمد را شادان از داشتن چنين پيرواني کنید و فقط از او در رفع مشكلات ياري طلبيد. دوستان، همدرسان، عزيزان جوانيتان را دريابيد و توشه از بهر جهان باقي برگيريد و هوشيار كه آن را بيهوده و باطل هدر ندهيد كه در چنين زماني هدر دادن عمر گران مايه و به خود و دنیا پرداختن كار عاقلان نبوده و نيست و نخواهد بود. پس خوشا به سعادت كسي كه كار عاقلان كند و از توجه به فاني رو به باقي كند و به خدا پناه بريد و از وسواس شيطان و ظواهر دنيا و نيرنگ هاي مكاران. اين را آويزه گوش خود كنيد كه هر نفسي شربت مرگ را خواهد چشيد و محققا روز قيامت همه ي شما به جزاي اعمال خود كاملا خواهيد رسيد. پس هر كس خود را از آتش جهنم دور داشت به بهشت ابدي درآمد چنين كس پيروزي و سعادت ابد يافت و زندگاني دنيا به جز متاعي فريبنده نخواهد بود.
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
منطقه عملياتي كربلاي5
زندگی نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
همزمان با سالروز ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت حضرت ختمي مرتبت محمد بن عبد الله (ص) و فرزند بزرگوار ايشان حضرت صادق (ع) ، روز 26 تير 1344هجري شمسي در خانه اي محقر و روستايي واقع در اصقر آباد ازنا ، طفلي به عرصه ي وجود قدم نهاد كه متناسب با روز ولادتش نام او را ابو القاسم نهادند . پس از طي دوران كودكي و پشت سر گذاشتن مراحل تحصيلي ابتدائي و راهنمايي جهت ادامه تحصيل در سال 58 وارد دبيرستان شهيد رفيعي ازنا شد. در خلال مطالب درسي و خارج از چارچوبه ي كلاس مطالعاتي در زمينه اعتقادي و سياسي داشتند و در زمينه اخلاقي مخصوصاَ به سلسله دروس اخلاقي آيت الله مظاهري اهميت خاصي مي دادند . فعاليت هاي شهيد در دوران تحصيلي متوسطه بر كسي پوشيده نيست . از اعضاي فعال و در واقع از مؤسسين انجمن اسلامي دبيرستان شهيد رفيعي ازنا به شمار مي رفت و در زمينه تشكل ساختن برادران اعضاي انجمن بسيسار احساس مسؤليت مي كردند . در دي ماه سال 61 رهسپار ميادين نبرد با كفار بعثي مي گردد. در عمليات مقدماتي والفجر از ناحيه دست به شدت مجروح شده و در بيمارستان تحت مداوا قرار مي گيرد. در اين عمليات محمود برادر بزرگ تر شهيد مظلومانه مفقود الاثر مي گردد. همزمان با اوج مبارزات عليه بني صدر و شهادت عزيزاني هم چون شهداي محراب و شهداي 7تير و شهيد رجايي و باهنر، ايشان با حركتي آگاهانه و در خط امام و اسلام عليه اين حركت منافقين كور دل به مبارزه مي پردازد. در سال هاي تحصيلي دوران دبيرستان همواره در دو سنگر كلاس درس و جبهه جنگ با كفار حضود داشتند. در مورخه دي ماه 62 همراه با نيروهاي طرح لبيك يا امام عازم ميادين نبرد مي گردد. روح بزرگوار شهيد لحظه اي آرام نداشت و در قفس تن نمي گنجيد و پيوسته در جوش و خروش بود و جهاد با كفار را در رأس مسائل مي دانست. سال 62 است و اين بار كه شهيد در جبهه پيروزمند از ناحيه سر به شدت مجروح شده و در بيمارستان تحت مداوا قرار مي گيرد.
پس از اخذ مدرك ديپلم مدتي به عنوان مربي امور تربيتي در يكي از دهات ازنا مشغول تدريس مي شود . در اين مدت كوتاه و لي پر بركت فعاليت هاي چشم گير شهيد درز مينه هاي گوناگون اخلاقي، فرهنگي، هنري و... در تربيت شاگردانش نقش مؤثري را ايفا كرده است. فعاليت هایي چون برپايي مراسم ايام الله، برگزاري نمايشگاه، برپايي سرود و تئاتر به كمك شاگردانش و... كه شاگردان آن شهيد در اين زمينه خاطرات زيادي از ايشان دارند. بزرگواري و حسن خلق ايشان آن چنان اثر عميق در شاگردانش مي گذاشت كه مجذوبش مي شدند و خوشا به حال شاگرداني با چنين استاد و مربي.
سال 64 ، سال ورودش به سنگر دانشگاه مي باشد و در دانشكده ي زبان هاي خارجي دانشگاه اصفهان به ادامه تحصيل مي پرازد. زياد بودن حجم دروسش مانع از فعاليت هاي مذهبي او نمي شود. چرا كه محيط، محيط دانشگاه است و مسؤليت بسي بزرگ تر و به همين خاطر انجمن اسلامي دانشگاه ايشان را به خود مي پذيرد و بر اساس ايمان مذهبي و همت بلندش خدمت به اسلام راسر لوحه ي كارهاي خويش قرار مي دهد. در اين مرحله از عمر گرانمايه خويش نيز در سنگر دانشگاه و جبهه حضور داشتند. اما در سنگر دانشگاه وضع اسف بار جواناني كه ناآگاهانه و یا مغرضانه ، تبليغ رفتار غربي در جامعه اسلامي بودند، چه در محيط دانشگاه و چه خارج از آن، روح بزرگ و انعطاف ناپذير شهيد را آزار مي داد و پيوسته به ارشاد آنان مي پرداخت و از خداوند متعال هدايت آنان را طلب مي كرد .سادگي و بي پيرايگي او حاكي از ايمان راسخ و اعتقاد مذهبي اش بود . اما در جبهه جنگ حماقت عده اي باطل كه اين جنس به بطالت خويش پايبندند ، روح شهيد را مي آزارد و از اين باب نگران حال دشمن است و چه بزرگواري كه انسان نگران عاقبت بر دشمن خويش باشد .
همراه با كاروان دانشگاه چندين بار رهسپار ميادين نبرد شده و در لشكر 14 امام حسين(ع) متشكل از نيروهاي اصفهان به مبارزه عليه دشمن زيون مي پرداخت . در عمليات و الفجر 8 شاهد است كه چگونه فاو به حول و قوه الهي و به دست پرتوان رزمندگان اسلام فتح مي شود . در اين عمليات به عنوان امدادگر به نحو احسن تكليفش را انجام مي دهد . با شهادت جمعي از دوستان، خود را از قافله ي شهدا عقب مانده مي بيند و عاجزانه از معبود خويش لقاي او را مي طلبد . 25 بهمن 65 آخرين اعزام آن شهيد همراه با سپاهيان حضرت مهدي (عج) به جبهه هاي نبرد است. اين بار گردان مالك اشتر لشكر 57 ابوالفضل نظاره گر رزم بي امان اوست، در گردان به عنوان مسؤل دسته مشغول خدمت مي گردد. اما وقتي خبر مجروحيت عزيز رزمنده اي به گوشش مي رسد سخت ناراحت شده و به بالين عزيز مجروح، حاضر مي گردد و به پانسبان و يا اقدامات ديگر مي پردازد و با اورژانس او را همراهي مي كرد . اما و قتي كه خود او در اثر اصابت تركش خمپاره بر زمين مي افتد ، غير از مولايش ابا عبد الله الحسين (ع) كسي بر بالينش حاضر نيست .
آري سحرگاه روز سه شنبه 19 اسفند ماه 65 (9 رجب 1407) در آستانه سالروز ولادت جواد الائمه (ع) و هم چنين چهارمين سالگرد مفقود الاثر گرديدن برادر بزرگوارش محمود باقري ، هنگامي كه شهيد طبق معمول هميشگي جهت اداي نماز شب از بستر خويش برخاسته بود ، هاتفي آرام در گوشش زمزمه مي كند كه : يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي، هم چون ضربت خوردن مولايش علي (ع) (در سحر گاه 19 رمضان ) در اثر اصابت تركش خمپاره ابن ملجم صفتان –فزت و رب الكعبه برلبانش نقش مي بندد و مرغ روحش از قفس تنگ تنش رها و به لقاي دوست نائل مي شود چه زيبا ولادتي و نيز شهادتي .
دوش و قت سحر از غصه نجاتم دادند و ندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
بيخود از تشعشعه ي پرتو ذاتم كردند باده از جام تجلي صفاتم دادند
چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند